سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
ایّام فاطمیّه تسلیت باد بانوی بی نشان



بانوی بی نشان






درباره نویسنده
بانوی بی نشان
تماس با نویسنده


آرشیو وبلاگ
بهمن 89 [3]
اسفند 89


لینک دوستان
خطه سرسبز بجنورد
عاشق آسمونی
همای رحمت
...افسانه نیست
عکس های عاشقانه
Manna
به بهترین وبلاگ سرگرمی خوش امدید
طاقانک
زندگی کاروانی
عطر ریحان
*غدیر چشمه هیشه جاری*
از صدای سکوت دلم خسته ام
سفیر دوستی
پرپر
دکتر علی حاجی ستوده
سکوت ابدی
اهلبیت (ع)،کشتی نجات ما...
قلب خـــــــــــــــــــــــــــاکی
دهاتی
سکوت سبز
بچه مرشد!
سردار بی سنگر
هم نفس
عشق نامه
گروه اینترنتی جرقه داتکو
مردود
ارون
یه دختر تنها
روزهای عاشقی یک سیب
صدفم چشم به راهتم برگرد
رشادت
عَشَقه
آسمان آبی
صل الله علی الباکین علی الحسین
ولایی
تنها
افســـــــــــونگــــر
شخصی
راهی به سوی اینده
باران
عرش یا فرش؟!!
یکی بود هنوزهم هست
صراط مبین
دلتنگی
آریایی
آقا جون آجرک الله...
قرآن و اهل بیت(ع)تنها راه نجات
.: دهکده عشق :.
آشنای غریب
مسائل شیطان پرستی در ایران و جهان
منطقه آزاد
آخرین منجی
بانوی آفتاب
sina
به عشق ارباب
وضو با می
***رویا***
من هیچم
حدائق ذات بهجة
ایرانی یعنی عشق
عطش عشق
وبلاگ قالب
قالب سازمذهبی

عضویت در خبرنامه
 
لوگوی وبلاگ
بانوی بی نشان


لوگوی دوستان











































آمار بازدید

کل بازدیدها : 4091

بازدیدهای امروز : 2

بازدیدهای دیروز : 7

 RSS 

   



حجت‌الاسلام‌ والمسلمین یحیی صادقی در گفت وگویی سرّ باب الحوائجی حضرت عباس‌(ع) را تشریح کرد.  وی می گوید:


 


« و أبلی بلاء حسنا » عباس بن علی‌(ع)، مبتلا به آزمون سخت شد و ایثار و جان‌فشانی کرد و سر فراز بیرون آمد در بیان اینکه چرا او «باب الحوائح» الی الله است و هر گرفتار و دردمندی به او متوسل می‌شود و حاجت می‌گیرد، علل مختلفی ذکر کرده‌اند که چرا او باب‌الحوائج الی الله است آیا به خاطر این است که دست خود را از دست داد یا به خاطر این بود که فرقش شکاف برداشته است یا...


«از حسن روی یوسف دست بریده سهل است / در کوی دلبر ما سرها بریده بینی»حرم حضرت عباس


در روز عاشورا اصحاب ابا عبد الله واقعاً مردانه ایستادگی کردند، 72 نفر در برابر سی هزار نفر بودند و آنقدر رشادت کردند که این جنگ تا عصر عاشورا طول کشید.


نیزه‌ها بدن‌ها را پاره پاره کرد، اما روح که تسخیر پذیر نیست، آن کرامت‌های اخلاقی قابل تغییر و تحول نبود، ثابت قدم ماندند و به کوی جانان رفتند.


حضرت عباس گرفتار آزمون سخت شد و سربلند از آن بیرون آمد؛ آن حضرت القاب فراوانی دارد یکی از القاب او «عبد صالح» است « السَّلامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ السَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْعَبْدُ الصَّالِح الْمُطِیعُ لِلَّهِ وَ لِرَسُوله » [9] یکی از القاب او «سقاست» و از القاب او «صاحب اللواء» است او پرچمدار کربلاست.


لقب دیگر او باب الجوائح است، بزرگان وجوهی ذکر کرده‌اند که چرا او قبله حاجات ارباب حوائج است.


مرحوم آقای برقعی می‌گفت: اینکه او به مقام باب‌الحوائجی رسیده است، به خاطر این نیست که چون دست یا پای او را قطع کردند و یا چشمش را تیر باران کردند، بلکه علت آن امر دیگری است امتحانی که او پس داد هیچیک از شهدای کربلا این امتحان را پس ندادند.


حضرت ابوالفضل‌(ع) تشنه بودند و وارد شریعه فرات شدند و موج‌های فرات را دیدند، انسان تشنه‌ایی که سه روز آب نخورده است و مشکش را پر از آب کرده است، کفی ازآب فرات را برداشت و یاد تشنگی برادر نبود و این کف آب را به بالا آورد و هنوز تشنگی برادر را به خاطر ندارد، همین که آب را نزدیک لب‌ها آورد و مماس لب‌های تشنه او شد اینجا بود که «فتذکر عطش اخیه الحسین»[10] یاد تشنگی برادر کرد و این رجز را خواند.


«یا نفسیُ مِنْ بعدِ الحسین هونی وبعده لا کُنتِ أن تکونی
هذا الحسین وارد المنون وتشربین بارد المعین!؟
تا اللّه ما هذا فعال دینی»


خطاب به نفس خود گفت تو سیراب باشی و اطفال ابی عبد الله فریاد تشنگی‌شان به آسمان برسد.
بعد قسم یاد کرد که به خدا این رفتار دین نیست که من با لب سیراب از شریعه بیرون بروم، ولی اطفال حجت خدا تشنه باشند.
جناب سید حبیب الله چایچیان معروف به «حسان» در کتاب اشک‌ها بریزید اشعار نغری دارد.


کربلا کعبه عشق است و من اندر احرام
شد در این کعبه عشاق دو تا تقصیرم
دست من خورد به آبی که نصیب تو نشد
چشم من کرد از آن آب روان تصویرم
باید این دیده و این دست دهم قربانی
تا قبول افتد حج من و تقصیرم


با خود گفت، من این را هم بر خودم نمی‌بخشم، چرا دست زیر آب کردم و تا نزدیک لب‌ها آوردم؟ این بر مُحرم حرام است، چرا که من محرم هستم و کربلا محل احرام می‌باشد، یکی از محرمات احرام، نگاه به آیینه است گویا عباس بن علی خطاب به نفسش می‌گوید؛ ای عباس چرا بر آب نکاه کردی و خودت را دیدی! به جرم این محرمات احرام در کربلا، باید این چشم و دست خود را قربانی کنی، تا فدیه این دو عملت باشد.
مرحوم برقعی می‌گفت: غیر از چشم بیدار خدا کسی عباس را نمی‌دید و اگر عباس از شریعه؛ آب می‌خورد کسی خبر نداشت، لکن برای رضای خدا، با نهایت خلوص آب را روی آب ریخت و با برادر مساوات کرد و در کوران حوادث قمر بنی‌هاشم آزمون‌های سختی داد و سربلند بیرون آمد و شهید از دنیا رفت




نویسنده » علیرضا شرفخانی » ساعت 6:45 عصر روز یکشنبه 13 آذر 90

 بهترین دوست، خداست، او آن قدر خوب است که اگر یک گل به او تقدیم کنید دسته گلی تقدیم تان می کند و خوب تر از آن است که اگر دسته گلی به آب دادیم، دسته گل هایش را پس بگیرد.


* اگر پیام خدا رو خوب دریافت نکردید، به «فرستنده ها» دست نزنید، «گیرنده ها» را تنظیم کنید.


* خداوند، گوش ها و چشم ها را در سر قرار داده است تا تنها سخنان و صحنه های بالا و والا را جست و جو کنیم.


* خود را ارزان نفروشیم، در فروشگاه بزرگ هستی روی قلب انسان نوشته اند: قیمت=خدا!


* این همه خود را تحقیر نکنید، خداوند پس از ساختن شما به خود تبریک گفت.


* وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است.


* یادمان باشد که خدا هیچ وقت ما را از یاد نبرده است.


* کسی که با خدا حرف نمی زند، صحبت کردن نمی داند.


* آنکه خدا را باور نکرده است، خود را انکار کرده است.


* کسی که با خدا قهر است، هرگز با خودش آشنی نمی کند.


* خدا بی گناه است در پروند? نگاه تان تجدید نظر کنید.


* ما خلیف? خداییم، مثل خدا باشیم، قابل دسترس در همه جا و همه گاه.


* آنکه  خدا را از زندگیش سانسور کند همیشه دچار خود سانسوری خواهد بود.


* خدا از آن کس که روزهایش بیهوده می گذرد، نمی گذرد.


* بیهوده گفته اند تنها «صداست» که می ماند، تنها «خداست» که می ماند.


* روزی که خدا همه چیز را قسمت کرد، خود را به خوبان بخشید.


* برای اثبات کوری کافیست که انسان چشم های نگران خدا را نبیند.


* شکسته های دلت را به بازار خدا ببر، خدا، خود بهای شکسته دلان است.


* به چشم های خود دروغ نگوییم، خدا دیدنی است.


* چشم هایی که خدا را نبینند، دو گودال مخوفند که بر صورت انسان دهن باز کرده اند.


* امروز از دیروز به مرگ نزدیک تریم به خدا چطور؟


*اگر از خدا بپرسید کیستی؟ در جواب «ما» را معرفی خواهد کرد! ما بهترین معرف خداییم، آیا اگر از ما بپرسند کیستی؟ خدا را معرفی خواهیم کرد؟


* وقتی خدا هست هیچ دلیلی برای ناامیدی نیست.


* آسمان، چشم آبی خداست، نگران همیش? من و تو.


* خداوند سند آسمان را به نام کسانی که در زمین خانه ندارند امضا کرده است.



نویسنده » علیرضا شرفخانی » ساعت 6:54 عصر روز سه شنبه 19 مهر 90

 


تا صورت پیوند جهان بود، علی بود 


تا نقش زمین بود و زمان بود، علی بود


شاهی که ولی بود و وصی بود، علی بود


سلطان سخا و کرم و جود، علی بود


                هم آدم و      شیث    و     هم الیاس                


هم صالح پیغمبر  و داوود، علی بود


هم موسی و هم عیسی و هم خضر و هم ایوب


هم یوسف و هم یونس و هم هود، علی بود


مسجود ملائک که شد آدم، ز علی شد امام علی(ع)   


آدم چو یکی قبله مسجود، علی بود


هم اول و هم آخر و هم ظاهر و باطن 


هم عابد و هم معبد و معبود، علی بود


آن لحمک لحمی بشنو تا که بدانی      


آن یار که او نقش نبی بود، علی بود


موسی و عصا و ید بیضا و نبوت           


در مصر به فرعون که بنمود، علی بود


چندان که در آفاق نظر کردم و دیدم 


ازروی یقین در همه موجود، علی بود


آن شاه سر افراز که اندر شب معراج


با احمد مختار یکی بود، علی بود


آن کاشف قرآن که خدا در همه قرآن  


کردش صفت عصمت و بستود، علی بود



نویسنده » علیرضا شرفخانی » ساعت 11:17 صبح روز چهارشنبه 5 مرداد 90

مرحوم شیخ طوسى و کلینى ، به نقل از علىّ بن ابراهیم قمّى و او به نقل از پدرش ، ابراهیم بن هاشم حکایت نماید:
روزى در محضر مبارک امام محمّد جواد علیه السلام بودم ، شخصى به نام صالح بن محمّد - که از طایفه واقفیّه بود - وارد مجلس امام علیه السلام شد و اظهار داشت :
یابن رسول اللّه ! مبلغى به مقدار ده هزار دینار از وجوهات شرعیّه نزد من بوده است که مؤ منین ، آن ها را در اختیار من قرار داده بودند تا تحویل شما دهم .
ولیکن من آن ها را مصرف خود و دیگران کرده ام ، اکنون تقاضامندم مرا حلال نمائید.
حضرت فرمود: حلال کردم .
ابراهیم بن هاشم گوید: همین که آن شخص از مجلس حضرت جواد بلند شد و بیرون رفت ، امام علیه السلام مرا مخاطب قرار داد و فرمود: اى ابوهاشم ! وقتى حقوق و اموال ما به دست یکى از این افراد مى رسد - که در حقیقت ، آن اموال مربوط به تمامى اهل بیت و ذرّیّه رسول اللّه علیهم السلام ؛ و نیز اَیتام و مساکین است - در هر راهى که خواستند مصرف مى کنند؛ و سپس در مجلس ما حضور مى آیند و اظهار مى دارند: یاابن رسول اللّه ! تقاضا داریم که از ما بگذر و ما را حلال گردانى .میلادش مبارک
و حضرت سپس افزود: آن ها فکر مى کنند که ما نمى گوئیم ، حلال کردیم ، ولى به خدا قسم ، در روز قیامت تمامى این افراد مورد مؤ اخذه و بازخواست خداوند متعال قرار خواهند گرفت و در سؤ ال و جواب سختى ، واقع خواهند شد.



نویسنده » علیرضا شرفخانی » ساعت 11:0 عصر روز یکشنبه 22 خرداد 90

نویسنده کتاب شیفتگان حضرت مهدی (عج)مینویسد:


دانشمند محترم وعاشق اهل بیت جناب حجت الاسلام آقای حاج سید مرتضی مجتهدی دامت برکاته داستان جالبی رادر اختیار بنده قرار دادند که ذکرش در اینجا لازم است،ایشان می گویند:مرحوم آقای سید اسماعیل شرفی از شخصیتهای دل سوخته ای بود که چند بار خدمت حضرت بقیه الله مشرف شده بود.ایشان یکی از تشرفاتشان را برایم اینگونه نقل نمود:به عتبات مقدسه مشرف شده بودم ودر حرم حضرت سیدالشهدا(ع) مشغول زیارت بودم.چون دعای زائرین در بالا سر حرم امام حسین مستجاب است،در آنجا از خداوند خواستم مرا به محضر مولایم حضرت مهدی(عج)مشرف گرداند.مشغول زیارت بودم که ناگهان خورشید جهانتاب جمالش ظاهر شد،گر چه در آن هنگام او را نشناختم ولی شدیدا مجذوب آن بزرگوار شدم،از ایشان سوال کردم شما کیستید؟


آقا فرمودند:(من مظلوم ترین فرد عالم هستم)من متوجه نشدم و با خود گفتم:شاید ایشان از علمای بزرگ نجف هستندو چون مردم به ایشان گرابش پیدا نکرده اند خود را مظلوم ترین فرد عالم میداند.در این هنگام ناگهان متوجه شدم کسی در کنارم نیست.در اینجا بود که فهمیدم مظلوم ترین فرد عالم کسی جز امام زمان(عج)نیست،ومن نعمت حضور آن بزرگوار را زود از دست دادم.


(اللهم عجل لولیک الفرج)



نویسنده » علیرضا شرفخانی » ساعت 12:5 عصر روز جمعه 5 فروردین 90